اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

عروسی

1392/11/27 10:00
نویسنده : مامان
612 بازدید
اشتراک گذاری

چهارشنبه شب(23/11) عروسی همکار بابا دعوت بودیم 1

از صبحش بهت گفته بودم  که شب میریم عروسی تو هم کلی ذوق میکردی 1

شب که رفتیم مراسمشون طوری بود که بزن و برقص نداشتن شبیه یه مهمونی باکلاس که فقط یه عروس و داماد اضافه داشت 1

تو هم که دیوونم کردی از بس تو اونجا میگفتی بریم عروسی هرچی بهت میگفتم اینجا عروسیه قبول نمیکردی میگفتی اینجا عروسی نیست بریم برقصیم 11

فکر کنم تو هم فهمیدی که هیچ شباهتی به عروسی نداشت 1

منم که هیچکی رو نمیشناختم حوصلم سر رفته بود 1

 

میخواستم ازت عکس بندازم همش مسخره بازی درمیاوردی حالا با کلی مشقت چندتا عکس ازت انداختمخنده

اهورا

اهورا

نگاه کن چه اداهایی از خودت درآوردی

اهورا

کلی حرصم دادی تا چندتا عکس ازت انداختم

اهورا

1

اهورا

اهورا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (33)

مامان یسنا
27 بهمن 92 10:12
وااااای اینجور عروسیها واقعا اعصاب خورد کنیه. منم به اهورا جون حق میدم . مگه میشه عروسی بدون بزن و برقص!! موهاش و ببین چه فشن کرده
مامان
پاسخ
منم بهش حق میدم باورکن خودمم همش لحظه شماری میکردم تموم شه که برگردیم
مامان یسنا
27 بهمن 92 10:13
فکر کنم شاگرد اول شدم
مامان
پاسخ
از کجا؟مگه داری درس میخونی؟
مامان دلنیا
27 بهمن 92 12:16
اره مامان گلی ادم تو اینجور مراسما حوصلش سر میره [ بخصوص بچه ها .طفلی اهورا جووووووونم با چه اشتیاقی رفته عروسی.عیب نداره خاله بذار عروسی داشتیم با افتخار دعوت میکنم بیایین کلی بزنیم وبرقصیم .]
مامان
پاسخ
آره واقعا ممنون عزیزم
مامان نادیا و نلیا
27 بهمن 92 13:04
چه جالب...من تا حالا نشنیده بودم....اینطوری که حوصله اهورا جون خیلی سر رفته ببوسش
مامان
پاسخ
باورکن خودمم اولین بار بود اینجور مراسمی دیده بودم حوصله منم سر رفته بود چه برسه به اهورا فقط از آخر با دوتا بچه دوست شد کمی بهش خوش گذشت
مامان آوایی
27 بهمن 92 16:05
سلام سارای عزیزم خوبی؟اهورای گلم چطوره؟خوبه؟ دقیقا مث عروسی ای ک چند روز پیش مارفته بودیم ولی خوب آوایی کارخودش رو انجام داد حسابی رقصید ومن به کلی حوصله م سرفته بود
مامان
پاسخ
سلام عزیزم.شما خوبین؟آوا جونم چطوره؟ وای که منم چقدر از اینجور مراسمها بدم میاد دوست نداشتم برم ولی شوهرم کفت زشته باید بریم
مامان آوایی
27 بهمن 92 16:06
اینم گلهای ولنتاین ببخش من مسافرت بودم که زودتر گل برات بفرستم عزیزم
مامان
پاسخ
ممنون عزیزم ایشالا همیشه به سفر
marzi
27 بهمن 92 17:15
چرا عروسی اینجوری بود؟ مذهبی بودن یا کسی از اقوامشون فوت کرده بود؟ ما لرها عروسیمون گرمه گرمه. یه ساز مخصوص داریم به نام مهتر. و یه شب ارگ میارن و براشون لری دستمال بازی ، کردی و بندری میزنه و یه شب هم که مهتره فقط لری میزنه. خیلی کیف میده. مخصوصا اگه لباس لری بپوشی و رقص لری ( دستمال بازی ) انجام بدی.
مامان
پاسخ
نمیدونم ظاهرا بعد اینکه از تالار مراسمشون تموم شده رفتن خونه مراسم داشتن مراسمهای ما هم اینطوری نیست از بس میرقصیم تا چند روز حالمون خرابه
رزا
27 بهمن 92 17:41
تیپشو ببین خودمونیما خوشتیپی اهورا خان انشالله همیشه به شادی
مامان
پاسخ
مرسی خاله چشات قشنگ میبینه
هدی (مامان نی نی)
27 بهمن 92 19:27
جایی که کسبیو نشناسی واقعا کسالت آوره.آدم حوصله ش سر میره.حالا شام چی دادن؟اهورا هم حق داره.فکر کرده میره یه جای شلوغ.خوشتیپ.
مامان
پاسخ
واقعا حالگیری بود سلف سرویس بود 5_6 جور غذا با مخلفات
خاله شيدا و روشا
28 بهمن 92 7:53
سلام ماماني منم بودم حوصله ام سر ميرفت،اصلا يعني چي عروسي بزن و برقص نداشته باشه فداي ژست گرفتنش بشم من
مامان
پاسخ
سلام عزززززززززززیزم همه عروسی رو با بزن برقص میشناسن و بخاطر همین دوستش دارن وقتی بزن و برقصی نباشه دیگه اسمش عروسی نیست خدانکنه عزیزم
عطی
28 بهمن 92 9:54
به به تیپشو ببین چ. باحاله موهاتم که فشن کردی. خیلی خوشل شدی الهم صل علی محمد و آل محمد خب پسرمون حق داره عروسی بدون بزن و برقص مگه میشه???? منم چند شب پیش عروسی دخترخاله همسری دعوت بودیم از همین عروسیای بدون بزن و برقص که خب من نرفتم همسری مجبور شد تنها بره در کل تو اینجور عروسیا آدم حوصله اش سر میره.
مامان
پاسخ
بنظرم اگه کسی میخواد اینجور عروسی بگیره بره ماه عسل بهتره آخه به اینجور مراسمهایی هم میگن عروسی
مائده
28 بهمن 92 9:54
اخی الهی قربونش بشم حوصله اش سر رفته بود عروسی نمیگرفتن که بهتر بود ایشالله عروسی خود گل پسرت ساراجوووووووووووووووون
مامان
پاسخ
مرسی عزیزم ایشالا عروسی نی نی خودتم
مامان یسنا
28 بهمن 92 10:23
بعـــله. گفتم اول شدم. منظورم تو این پست کامنت من اولیه
مامان
پاسخ
ای جوووووووووونم
مامان یسنا
28 بهمن 92 10:25
عاشقتونم خــــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــی زیاد
مامان
پاسخ
عزیزم دل به دل راه داره منم همینطووووووووووووووور
مائده
28 بهمن 92 11:41
در آسمان خیالم؛
می درخشی؛
می تابی؛
اما دوری...
ماه بودن همین است دیگر!
مامان
پاسخ
مامان یسنا
28 بهمن 92 12:32
میدونستی روز عشق ایرانی ها 29 بهمنه؟ پس این روز عشق رو بهت تبریک میگم
مامان
پاسخ
نه نمیدونستم.ممنونم برشما هم مبارک
مامان بردیا شیطون
28 بهمن 92 15:52
ای جاااااااااااااااااااااااانم.... خب مامانی ژستای باحال گرفته دیگه...... خب توی عروسی میزنن و میرقصن طفلک حق داشته باورش نشده
مامان
پاسخ
آره بیچاره همش اصرار داشت اینجا عروسی نیست
مامان بردیا شیطون
28 بهمن 92 15:53
برای زیستن دو قلب لازم است،قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند
مامان
پاسخ
مائده
28 بهمن 92 21:04
|♥♥♥[☺/___ ""@""""""@" فقط رفقای بامعرفت سوارمیکنیم :بپربالا:
مامان
پاسخ
مرسی عززززززززززیزم
مائده
29 بهمن 92 9:26
دوست من ... این روزها هوا پر شده از آرزوهای خوب ، که برایت به بادها سپرده ام . کاش پنجره ات باز باشد...
مامان
پاسخ
مامان دیبا
29 بهمن 92 13:42
ماشالا به تیپ این گل پسری . فدات شم عزیزم. الهی آخه خوب پسرمون دلش شادی می خواست دیگه...آخه این دیگه چه جور بوده؟؟؟؟
مامان
پاسخ
ممنون گلم خدانکنه.آره طفلی به چه امیدی رفت ولی نامید برگشت
سمیرا
29 بهمن 92 14:51
عاشق خودتم با پشت کارت واسه عکاسی ...دستت درد نکنه دل ما که بسی باز شد با دیدن این گل پسر
مامان
پاسخ
قربونت برم عزیزم چیکار کنم دیگه تو جایی که سر بارت بشه مجبور میشی با چیزی خودتو سرگرم کنی
مائده
29 بهمن 92 19:33
……..*..lovel…* …..*..lovelovelo…* …*..lovelovelove….* ..*.lovelovelovelove…*……………*….*….* .*..lovelovelovelovelo…*………*..lovel….* *..lovelovelovelovelove…*….*…lovelovelo.* *.. lovelovelovelovelove…*….*…lovelovelo.* .*..lovelovelovelovelove…*..*…lovelovelo…* ..*…lovelovelovelovelove..*…lovelovelo…* …*….lovelovelolovelovelovelovelovelo…* …..*….lovelovelovelovelovelovelov…* ……..*….lovelovelovelovelovelo…* ………..*….lovelovelovelove…* ……………*…lovelovelo….* ………………*..lovelo…* …………………*…..*
مامان
پاسخ
ممنـــــــــــــــــــونم عزیزم
مامان بردیا شیطون
29 بهمن 92 19:42
خیلی تند رفت ! کودكی هایم‏ با آن دوچرخه ی قراضه اش؛ كاش همیشه پنچر می ماند
مامان
پاسخ
آره واقعا
عمو وحید
30 بهمن 92 11:53
ماشالله بزنم به تخته با این لباسها بزرگ نشون میدی
مامان
پاسخ
مــــــــــــرسی عمو
مائده
30 بهمن 92 14:05
آرزویم این است: نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشی، عاشق آن که تو را می‌خواهد، و به لبخند تو از خویش رها می‌گردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه که دلت می‌خواهد!
مامان
پاسخ
مــــــــــــــــــرسی عزیزم ممنونم خیلی قشنگ بود
مامان دلنیا
30 بهمن 92 15:23
مامان
پاسخ
آیسان مامان ماهان
1 اسفند 92 8:56
سلام خانومیییییییییی حالتون خوبه؟؟؟ببخشید انگاری من اشتباه اومدم، . . آخه نکه شنیده بودم شما یه عروسی دعوتین فک کردم باید رقص و دهل بپا باشه نبود شک کردم خخخخخخخخخخ
مامان
پاسخ
سلام عزیزم چطوری؟ماهان خونم خوبه؟ درست اومدی ولی فکر کنم ما اشتباه رفتیم آخه منتظر چیز دیگه ای بودیم با چیز دیگه ای مواجه شدیم
آیسان مامان ماهان
1 اسفند 92 8:57
طفلی اهورااااااااااا خوب دلش رقص و بزن و بکوب میخواد اهورا جونی من دست میزنم شما برقص خاله . . چه عروسی سوت و کوری
مامان
پاسخ
حیف شکل رقص نداره وگرنه میذاشتم
آیسان مامان ماهان
1 اسفند 92 8:58
یه همچین عروسی همچین عکسایی هم میطلبه خخخخخخخخخخخ
مامان
پاسخ
خاله مسخره میکنی؟؟
آیسان مامان ماهان
1 اسفند 92 8:58
ایشالله عروسی خودت جبران کنیم خاله جووووووونی
مامان
پاسخ
مرسی خاله جونم
مامان سه قلوها
1 اسفند 92 9:57
سلام عزیزمممممم ممنون اومدی گلم الااااااااااااااااهی ، ای جونم ، این همه منتظر بود بره عروسی ! ماشالا هزار ماشالا خیلی نازه ، خدا حفظش کنه ایشالاااااااااااااااا بووووووووووس
مامان
پاسخ
سلام عزیزم خوبی؟3 قلوهات خوبن؟ قربونت لطف داری مواظب خودت و 3 قلوهات باش
مائده
1 اسفند 92 23:59
میدونی... یک وقتایی باید روی یک تیکه کاغذ بنویسی « تعطیل است » و بچسبونی پشت شیشه ی افکارت! باید به خودت استراحت بدی دراز بکشی... دست هات رو زیر سرت بگذاری... به آسمون خیره شوی... و بی خیال سوت بزنی... و تو دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند!!
مامان
پاسخ
اگه آدم بتونه اینکارو بکنه که خیلی عالی میشه من خودم چند بار امتحان کردم به چیزی فکرنکم(البته منظورم موقع خوابه)اما فکرهای جورواجور بیشتر از همیشه سراغم اومدن